تبليغاتX
آيدينگ يول The Right Way
 
My Personal Weblog
 

تركمن هاي سوريه

 

تركمن هاي ساكن كشور سوريه از نژاد ترك هاي اوغوز هستند كه آنها از زمان فرمانروايي امپراطوري مقتدر عثماني در ايالت سوريه، قبل از تجزيه اين سرزمين به كشور امروزي سوريه، تا امروز در آنجا زندگي ميكنند. جمعيت تركمن هاي ساكن اين كشور تخميناً در بين 1000000 و يا نفر1500000 هستند. شهرهايي كه جمعيت تركمن ها در آن برجسته هستند عبارتند از: شهر لاتاكيا (1)، هاما (2) و هامس. زباني كه تركمن هاي سوريه به آن تكلم ميكنند مشابه با زبان تركي تركيه است. اما تعداد زيادي از تركمن ها بر اثر اختلاط با جامعه عربي سوريه، عربي را بعنوان زبان رسمي شان برگزيده اند و اكثر آنها تركي صحبت نمي كنند و حتي بعضي از آنها ترك بودن خودشان را باز نمي شناسند.

 

تصوير يك شاهزاده سلجوقي

 

 

 

 

ترك هاي اوغوز يكي از شاخه هاي عمده مردم ترك هستند.

( اوغوزها نياكان ترك هاي تركيه امروزي هستند كه در جمعيتي بالغ بر 100 ميليون نفر بودند كه قلمروشان از شرق اروپا تا غرب آسيا را تشكيل ميداد. كسانيكه خود را از ترك هاي اوغوز ميدانند شامل ترك هاي آذربايجان، ترك هاي تركيه، ترك هاي قبرس، ترك هاي بالكان، تركمن ها، قشقايي ها، خراساني ها و قاقاوزها ميباشند.)

( در جريان مهاجرت هاي گروهي ترك ها از 9 الي 12 قرن پيش، در بين ترك ها اوغوزها ترك هاي بومي ساكن آسياي مركزي بودند كه از طريق ماوراء النهر غرب آسيا تا شرق اروپا را تحت تسلط خويش كردند. قبل از قرن پنجم اوغوزها بنيان گذاران و فرمانروايان چندين امپراطوري و پادشاهي مهم تركي بشمار ميروند كه برجسته ترين آنها امپراطوري عثماني و سلجوقي بودند. ) 

در قرون بعدي اوغوزها بعنوان يك امپراطوري مقتدر با قدرت عالي كشورگشايي ظهور كردند و آثار و آداب رسوم خاص خودشان را در تمامي قلمرو خود و در اكثر سرزمين هاي اسلامي بجا گذاشتند.

 

(2) لاتاكيا شهر مهم بندري سوريه بشمار ميرود، مركز شهر نيز لاتاكيا است. جمعيت اين شهر 55400 نفر است.

(2)شهر حما در ساحل درياي اورونتس در مركز سوريه است.

جميعت اين شهر بالغ بر 410000 نفر است كه اين شهر پنجمين شهر بزرگ بعد از شهرهاي دمشق، اليپو، حامس و لاتاكيا بشمار ميرود.

حماه يكي از مراكز صنعتي و زراعتي و يكي از شهرهاي مهم سوريه با جميعت 3680 نفر بشمار ميرود.

در قرن شانزدهم شهر هاما تحت تسلط امپراطوري عثماني بود كه خان هاي مختلف ترك در اين سرزمين حكمروايي كرده اند و كاخ زيبايي در آن زمان بنا شده است كه تا امروز از گزند روزگار در امان مانده است كه جذابيتش نظر هر بيننده اي را جلب ميكند. در آن زمان 45000 نفر ساكن اين شهر بود كه وابسته به شهر دمشق بود. بخش عمده جمعيت اين شهر را مسلمانان تشكيل ميدهند كه در حدود 10000 نفر مسيحي نيز زندگي ميكنند.

بعد از جنگ جهاني اول شهر هاما تحت استعمار اتحاديه مليت هاي شرقي فرانسه شد كه در سال 1941 سوريه استقلال خود را گرفت و اين شهر جزء يكي از شهرهاي سوريه امروزي قرار گرفت.

ترجمه و تلخيص: عبداللطيف محمدي

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:16  توسط عبداللطيف محمدي  | 

 

 

امروزه در اكثر گفتگوهاي روزمره مان بحث اقتصاد شامل است. بطور مشابه در كشورهاي غني و فقير جوامع معدودي هستند كه از افزايش قيمت ها و مشكلات اقتصادي در امان باشند، اين در حاليست كه اكثر مردم جهان براي ادامهء حيات وابسته به كمك هاي كشورهاي خارجي هستند، اما دريافت كمكهاي خارجي بر مشكلات آنها مي افزايد. اين كمك ها نه تنها به سود اين كشورها نيست بلكه آنها را با مشكلات بزرگي مواجه ميسازد. موضوع صحت و تحصيلات مسائلي هستند كه با سرمايه گذاري و رسيده گي به آنها زنده هستند، اما در كشورهاي پيشرفته و يا فقير نيز مردم از وضعيت نا بسامان اقتصادي آسيب هاي شديدي را متحمل ميشوند.

 

زياده روي و اسراف از سوي ثروتمندان و در نتيجه ورشكستگي آنها و اثرات طبيعي آن يكي از عوامل ركود اقتصادي به شمار ميرود و مردم از فقر و تنگدستي دست به سرقت ها و منازعات با همديگر مي پردازند. مطالعات و پژوهشات، برنامه هاي رشد و ترقي و سمينارهايي به هدف پيدا كردن راه حل اين معضل بزرگ برگزار شده است، اما حقيقت همچنان مغموض بر قوت خود باقي است، بلكه روز بروز بر ياس و نااميدي پژوهشگران و اقتصاد دانان افزوده ميشود.

بيكاري يكي از مشكل هاي بزرگ جهاني بشمار ميرود. گر چه مردم مشغول كار هستند اما در آمد شان براي تامين نيازمنديهاي زندگي شان كافي نيست، تا بحال اشخاص داوطلب زيادي در كارهاي عام المنفعه دولتي شامل كار شده اند تا به روند درآمد ها سرعت بخشند و مشكل بيكاري حل شود، اما هنوز مردم در صف هاي طولاني مقابل دفاتر منتظر نشسته اند به اميد آنكه يك شغلي بدست آورند.

 

راه حل چيست؟ چرا اين اقدامات براي از بين بردن اين مشكلات با ناكامي مواجه ميشوند؟

 

در هر كشوري پيشرفت هاي اقتصادي، صنايع، ايجاد فرصت هاي شغلي و نيروي كار توليدي براي ثبات اقتصاد امري حياتي است. اين در حاليست كه آمار نشان ميدهد كه در سراسر جهان 820 ميليون نفر بيكار وجود دارد. اگر ما تعداد اشخاص وابسته به كمكهاي خارجي را بر اين رقم بيافزاييم، ابعاد اين مشكل گسترده تر و جدي تر ميشود.

امروزه سيستم اقتصادي بخصوص در كشورهاي عقب مانده متكي به سود هاي بانكي است سودهاي زيادي كه به سپرده هاي بانكي پرداخته ميشوند تاثيرات ويرانگري بر اقتصاد شهروندان دارد. اين نوع اقتصاد دليل اساسي است كه مردم بجاي اينكه پول هايشان را سرمايه گذاري كنند و يا در كارهاي عام المنفعه استفاده كنند ترجيح ميدهند  آنها را در بانك بگذارند. ثروتمندان دريافت سود را بر كاركردن و زحمت كشيدن ترجيح ميدهند و اين بديهي است در جوامعي كه مردم كار نمي كنند و به سودهاي بانكي متكي هستند بعيد است كه سرمايه گذاري رشد كند، در حاليكه سرمايه گذاري براي پيشرفت يك كشور امري حياتي محسوب ميشود.  

 

در چنين سيستم اقتصادي روزنامه ها و جرايد اعلانات بانكي را تحت عنوان ذيل بچاپ ميرسانند: " شما از همين حالا ميتوانيد به سپري تعطيلات خويش برويد و دست از سرمايه گذاري تجارتي برداريد..." اين اصول اقتصادي گرچه ظاهراً جذاب و فريبنده بنظر ميرسد اما بجاي اينكه ثروت و رفاه يك كشور را گسترش دهد موجب خرابي و انهدام اقتصاد آن كشور ميشود. هر اقتصادي كه توام با سرمايه گذاري و صنعت نباشد عاقبت با تباهي روبرو است. پول هائيكه در بانكها انباشته ميشوند سرچشمهء مشكلات اقتصادي چون تورم است. كسانيكه ثروت خودشان را در زمينه هاي رشد اقتصادي مردم سرمايه گذاري نمي كنند و يا كسانيكه پول هايشان را در ازاي سودهاي بانكي در حسابات واريز ميكنند و به ( تعطيلات ميروند ) خودشان در دراز مدت از پيامدهاي آن رنج خواهند برد، چون با گذشت زمان و در موقع افزايش ميزان تورم پول هاي آنها كه در بانك ها هستند ارزش خود را از دست خواهند داد.

اما اقتصاديكه متكي به توليدات و صنايع باشد زمانيكه رونق يافت به سود همه است. در حقيقت خداوند متعال امر كرده است كه بايد دارائي هايمان را در فايده رساندن به مردم استفاده كنيم. در سورهء توبه خداوند متعال عذاب دردناكي را براي كسانيكه دارائي هايشان را جمع ميكنند و در هيچ جائي بمصرف نميرسانند وعده كرده است: اي كسانيكه ايمان آورده ايد! بسياري از دانشمندان يهود و راهبان اموال مردم را به ناروا ميخورند و آنان را از راه خدا باز ميدارند و كسانيكه زر و سيم را گنجينه ميكنند و آن را در راه خدا هزينه نمي كنند ايشان را از عذابي دردناك خبر بده." سوره توبه، آيه 34.

در جامعه اي كه احكام قرآن عملي گردد كارهايي را كه براي منفعت مردم حياتي است اين نوع اقتصاد مبني بر ربا خواري را محو ميكند، از همين رو خداوند متعال ربا خواري را نهي كرده است و حكمتي كه در اين نهفته اينست كه مردم را از رفتن به زير قرض هاي سنگين جلوگيري ميكند. " در سورهء بقره خداوند متعال خطاب به ربا خواران ميفرمايد: " كسانى كه ربا مى‏خورند، (از گور) برنمى‏خيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس‏، آشفته ‏سرش كرده است‏. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست‏.) و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانيده است‏. پس‏، هر كس‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد، و (از رباخوارى‏) باز ايستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و كارش به خدا واگذار مى‏شود، و كسانى كه (به رباخوارى‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

در آيتي ديگر خداوند متعال تاكيد ميكند كه ربا هيچ موفقيت و رونقي نمي آورد: " خدا از (بركت‏) ربا مى‏كاهد، و بر صدقات مى‏افزايد، و خداوند هيچ ناسپاس گناهكارى را دوست نمى‏دارد". سوره بقره 276 . در تمامي مراحل زندگي اجتماعي جهت ثبات و رشد معيارهاي زندگي، نظم و ترتيب حياتي است، چه اين نظام اقتصاد را ثابت نگه ميدارد. مومن كسي است كه در حل مشكلات ديگران احساس مسئوليت كند. روي اين اساس هيچ كس منتظر نمي ماند تا ديگري اقدام كند و اين مسئوليتي است كه خداوند براي هر مسلماني سپرده است و براي انجام امور خيريه لازم است كه او از امور دين آگاه باشد. هر عضو جامعه كه پايبندي كاملي به دين داشته باشد ثروت خود را بدون كسب ربا و سود براي موفقيت و كاميابي مردم صرف ميكند و قسمتي از دارائي خود را بي درنگ به نيت خير مصرف ميكند، فوائد اين قسم سرمايه گذاري بطور آشكار بر نفع جامعه است.

بهر حال، مردم نبايد اين قسم سرمايه گذاري ها را ناموفق بخوانند و راه حل اين معضل تعاليم قرآن است. همچنين اين امري مهم است كه تاكيد شود تا در اين قسم زندگي اجتماعي كه توسط قرآن و حديث تعليم داده شده، مردم نبايد تنها براي كسب آسايش و رفاه خودشان اهتمام بورزند بلكه بر منافع عامه بكوشند كه همكاري، اتحاد و انسجام از ارزشهاي اسلامي است. اگر مردم از منهيات الهي دست بردارند، هيچ كس به حقوق ديگري تجاوز نخواهد كرد، هيچ كس سعي نخواهد كرد كه بطور نامشروع حقوق و يا دارائي هاي ديگري را تصاحب كند، هيچ كس در اندازه گيري و وزن كردن تقلب نميكند. در جامعهء قرآني ظلم و بيداد جا ندارد -  در نتيجه ربا خواري به پايان ميرسد. ثروتمندان فقرا را فريب نخواهند داد و مردم براي كسب نامشروع حقوق ديگران كوشش نخواهند كرد. در جامعه اي كه ارزش هاي اسلامي رعايت ميگردد اسراف صورت نمي گيرد، مردم مصرف ميكنند اما از اسراف و زياده روي جلوگيري ميكنند و اين خود همكاري و عدالت، رفاه و آسايش بهتر زيستن را تامين ميكند. صدر اسلام كه عصر شكوفائي و تمدن اسلام بود، مردم عموماً از قرآن و سنت پيروي ميكردند، نمونه واضحي از اين واقعيت است.                            نويسنده: هارون يحيي

ترجمه: عبداللطيف محمدي

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:10  توسط عبداللطيف محمدي  | 

Säher dogasy

 

Başym egsem, başym keser nälaýyk,

dyza çöksem, beter öser nälaýyk,

hem ilimi ýere sokar galmazlap,

millet gezmeli bor boýnuny sallap,

egnini dikletmez duşmany onuñ,

içinden iýer ýör puşmany onuñ,

dert aýdyp ýalbarsam eseler pesler,

sözüme, söhbete düşünmez mesler,

emel ýeten alyp ylgar taýagy,

kelle ýerne mäkäm işlär aýagy,

garny işlär paýhasynyñ deregne,

şu bor ahyr iliñ ýetjek süregne...

 

Şu bor ili ýykjak, el-aman, Tañrym,

sen meñ ýeke-tägim, diregim, añrym,

hak-huda, il depdirmäge ýol berme,

pese, lüýge çekdirmäge ýol berme,

çökerme, maýyrma ilimi meniñ,

omurma, jomurma bilimi meniñ!

 

Idin berme tire-taýpa jeñine,

türkmen bolan galsyn millet deñine,

jübüsinden çyksyn jübä gaçan han,

eýilik az, dag dogursa syçan jan,

kürsi keselliler gutulsyn dertden,

topuny, tankyny sowsun-da mertden,

namartdan göndersin näleti hemme,

teke-ýomut galsyn milletiñ deñne,

çüpüräp, göýdügip, dargamasyn il,

ownuklyk il üçin dagdan inen sil,

sil gazan jarlar deý köwülip içi,

ýykylmasyn millet, uly hem kiçi!

 

Dogry, durmuş göreş, jeñ bolar mydam,

dogrusyny aýdan geñ bolar mydam,

emmaki hiç deñ bolmaz göýdükdir dana,

dogry galyp, egri geçmeldäl sana,

tersine bolanda peseler daglar,

boýun alabilmez, göýdüger baglar,

şor alar türkmeniñ ak takyrlaryn,

ar alar ilimiñ hak batyrlaryn...

 

Dogry, jedel bolar, bolar göreşip,

emma derejesi, deñi bar işiñ,

heý, eneñ-eneñden bolarmy gürrüñ,

el-aman, ýaradan, bir medet bergin!

 

Medet ber, em iber, almasyn dertler,

az ahyr ozalam türkmende mertler,

içden iýip-iýip sary garynja,

ak öýümiz ýumurmasyn ýaranjañ,

ýel almasyn boýy ýeten daragtym,

el-aman, ýaradan, ýatyrma bagtym!

 

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:15  توسط عبداللطيف محمدي  | 

             

 

    THE IMPACT OF DISBELIEF ON ECONOMY

Economy occupies most of our daily talk. In rich and poor countries alike, few communities are immune from escalating economic problems. The majority of people in the world live on the breadline while many countries depend on foreign 'aid' for survival. Receiving foreign 'aid' adds more to their problems, since, unable to pay even the interest, these countries face great hardship.

 

From health to education, all issues are kept moving by means of finance. However, whether developed countries or not, economic conditions hit people hard. Wealth, extravagance and their natural consequence, degradation, sit next to impoverishment. Unable to meet their essential needs, people fight with each other. Many reports and studies, programs for improvement, and seminars to raise awareness of the issue flounder for want of viable solutions and the fact remains that, each day adds to the despair and misery of much of the world.

 

Unemployment is a major global problem. Even if people are employed, their wages are not sufficient to secure good living conditions. Even so, hundreds of candidates apply for a few vacancies in public service, which will bring a rather moderate income. People wait in queues for hours in front of unemployment offices in the hope of finding a job.

 

What is the solution, then? Why do measures fail to eradicate these problems?

 

In any country, economic development, productivity, flourishing job opportunities, and a productive workforce are essential to maintain economic stability. Yet, statistics indicate that there are almost 820 million unemployed around the world. When we add the number of dependants to this figure, the dimensions of the problem become even more serious.

 

In our day, economic systems, especially in underdeveloped countries, rely on bank interest. The high interest rates offered to depositors by banks have a destructive impact on national economies. This becomes the main reason why people put their money in banks rather than investing or using it productively. The wealthy find it easier to live on the interest they receive rather than working and in a society where most people do not work it is unlikely to boost investment, which is essential for the improvement of the country.

 

In such systems, newspapers carry bank advertisements giving the following message: "You can stop investing in your business and go on a holiday…" This rationale, albeit seemingly simple and attractive, brings devastation to a country rather than welfare and wealth. An economy that is not nurtured by investments is doomed to ruin. Money accumulated in bank accounts and safes is the main source of such economic problems as inflation. Those who do not contribute to the economy and who put their money in the bank and "go on a holiday" will themselves suffer the consequences in the long term. Their money resting in the bank will constantly lose value since, in the course of time, it will not keep up with the rising rate of inflation.

 

In an economy resting on production, an overall recovery occurs which benefits everyone. Indeed, Allah commands us to spend our money for the benefit of people. In Surat at-Tawba, Allah gives the news of a painful punishment for those who amass their possessions:

You who believe! Many of the rabbis and monks devour people's property under false pretences and bar people from access to the Way of Allah. As for those who hoard up gold and silver and do not spend it in the Way of Allah, give them the news of a painful punishment… (Surat at-Tawba: 34)

In a society where the Qur'anic principles are applied, practices which are essentially to the benefit of people keep the system moving. Thus, Allah prohibits usury and thus prevents people suffering under the burden of debts:

Those who practise usury will not rise from the grave except as someone driven mad by Satan's touch. That is because they say, 'Trade is the same as usury.' But Allah has permitted trade and He has forbidden usury. Whoever is given a warning by his Lord and then desists, can keep what he received in the past and his affair is Allah's concern. But all who return to it will be the Companions of the Fire, remaining in it timelessly, for ever. (Surat al-Baqara: 275)

In another verse, Allah stressed that usury does not bring prosperity to man:

Allah obliterates usury but makes charity grow in value! Allah does not love any persistently ungrateful wrongdoer. (Surat al-Baqara: 276)

To improve living standards, stability and order are essential in all domains of social life. This also holds true for the economy. Believers are those who should assume the responsibility of providing solutions. In this respect, nobody has the time to lose waiting for others to take the initiative. That is because Allah gave this responsibility to every believer. To fulfil it, one primarily needs to communicate the religion and the blessings that the religion adds to one's life.

 

The members of a community having a sincere faith that possessions, unlike usury, spent for the good of people will bring prosperity, will spend the part of their possessions they do not need for a good cause without hesitation. The benefits of such a system are evident to society. However, people should not see such a system as unattainable. The way to prevent this is to teach people the Qur'an.

 

It is also important to stress that, in the type of social life that is guided by the Qur'an and the Sunnah people strive not only for their own welfare, but for the welfare of the public since the values of Islam demand co-operation, solidarity and unity.

 

Being prohibited by Allah from doing so, people do not violate one another's rights. No one tries to unlawfully take others' possessions or rights. No one commits fraud in measuring and weighing. In a society living by the Qur'an, injustice is never allowed. Consequently, usury-ridden relations end. The wealthy do not rip off the poor and people do not attempt unlawfully to take other's portions.

 

In a society where religious values apply, nothing is wasted. People consume but avoid extravagance. Co-operation and justice maintain better living standards and welfare. The Blessed Period of the first community of Islam, an age of welfare when people in general adhered to the Qur'an and the Sunnah, is an explicit example of this fact.

 Other Languages

Indonesia , Türkçe , Français , Türkçe , Deutsch

هارون یحیی

  نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:37  توسط عبداللطيف محمدي  | 
شجره مباركه قادريه بصورت دعا

الهي بحرمت حضرت سيد العالمين سيدنا و مولانا حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و سلم

الهي بحرمت حضرت علي المرتضي كرم الله وجهه

الهي بحرمت حضرت سيد شباب اهل جنت حضرت امام حسين رضي الله عنه

الهي بحرمت حضرت امام علي زين العابدين رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت امام محمد باقر رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت امام جعفر صادق رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت امام موسي كاظم رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت امام علي رضا رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت معروف كرخي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سري سقطي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت جنيد بغدادي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت ابوبكر شبلي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شيخ عبدالواحد رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت ابويوسف طرطوسي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت ابوالحسن علي هنكاري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت ابوسعيد مبارك مخزومي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت غوث الاعظم سيد عبدالقادر جيلاني رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد عبدالرزاق رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد شراف الدين رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد عبدالوهاب رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه عقيل رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد شمس الدين رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه رحمن گدا رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه شمس الدين رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه فضيل رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه كمال رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شاه سكندر رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شيخ محمد طاهر بندگي رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شيخ ابو محمد لاهوري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت شيخ محمد افضل كلانوري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد ابوالفرح ميران محمد فاضل الدين شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد غلام قادر شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد غلام غوث شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد محمد شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد احمد شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت ابوغضنفر سيد حسين شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت سيد ظهور الحسين شاه قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت نائب غوث الاعظم حضرت سيد نذر محي الدين قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت حضرت مولانا پير محمد نيك عالم قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت قطب الاولياء حضرت مولانا مير محمد اسلم قادري رحمه الله تعالي عليه

الهي بحرمت مرشد وقت حضرت پير محمد افضل قادري دامت بركاتهم

  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:8  توسط عبداللطيف محمدي  | 

In The Name Of Allah

 

"When Allah's succor and triumph cometh and thou seest mankind entering the religion of Allah in troops", Allah says in the Holy Quran.

 

 So, today Islam is the fastest growing religion in the world. There are many reasons why it became so popular and beloved among the people, but the most important one was the 0/11 attack. Before that event Islam was unknown but even it was predicted as a prejudice and strict religion and was blamed on terrorist attacks by mass Medias, so that the masses got malevolence and were thinking negatively about it.

 

 Because they've believed that if they didn't follow this way of denunciations, their absurd and mutilated faith, as trinity and the other conflictions in the Bible, would be revealed. But in spite of those activities that still being kept, the truth is going to be revealed itself.

 

Also after the 9/11 attacks people were attracted to the Holy Quran, they had heard of Quran and its teachings to peace and reconciliation, so they started reading the Quran and paying more attention on it. Today 230000 people are converting Islam daily. And one of the countries, which are influenced by Islam, is Brazil, the largest country in Latin America. Although there are no official statistics, the Muslim population in Brazil is estimated to be approximately 1 million people, with a total population of more than 170 million.

 

Brazilian converts make up for not more than 1% of this number, about 10000 people. It was argued that its slow growing was caused by strong influence of the Catholic Church. Brazil is considered to be the largest Catholic country in the world. However, a closer look proves that this is not true despite its strong presence; Catholicism has been losing followers in Brazil to other religions. And the other reason for Islam not to have grown enough in this country was due to the Latin culture. But Brazilians are by nature, very religious and have in the past been as easy prey to all sorts of innovative religious movements.

 

So, there are some problems for new converts in Brazil. Due to lack of experience in the religion, there are normal mistakes and as the matter of fact the right teachings are not easily available to new converts. They have to fight alone against the criticism of their family, relatives and friends. There is also another problem-the lack of good books about Islam available in the Portuguese Language. It is been said that a Portuguese or Spanish navigator discovered Brazil 500 years ago. More and more historians, both Muslim and non-Muslims, are becoming aware of the strong Muslim presence in the early Americans.

 

Many evidence of the Muslim presence in Brazil, including inscriptions with the name of Allah, have been found. In the language of the Native Americans seem to have Arabic origins. If all this information is confirmed and introduced officially as part of Brazilian history, it means that faithful Muslims were the first ones to discover Brazil more than 500 years ago. And also Muslim slaves brought from Africa, caused more influence of the Islamic culture in Brazil.

By Abdullatif Mohammady

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:46  توسط عبداللطيف محمدي  | 

تأثير خواجه احمد يسوي (فوق 562 هـ .ق) بر ادبيات و عرفان تركمن‌ها و ساير اقوام ترك‌زبان بر هيچ محققي پوشيده نيست. طريقت يسويه در پيدايش طريقت‌هايي همچون طريقت نقشبنديه (قرن هشتم)، حيدريه در خراسان (قرن سيزدهم)، بابايي و بكتاشي در آناتولي نقش اساسي داشته است.

 

ادبياتي كه از طريقت يسوي براي ما به يادگار مانده است، داراي ويژگي‌هاي زباني خاصي است. اين مهم احتياج به تحقيقات جامع زبانشناسان دارد.

 

طريقت يسويه به لحاظ اينكه در پيدايش طريقتهاي اسلامي تأثير داشته، مي‌طلبد كه محققان و انديشمندان براي پژوهش در اين طريقت دست به تحقيقات جدّي‌تري بزنند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:42  توسط عبداللطيف محمدي  | 

"وهابیها بدنبال اصل هستند و این همان چیزی است که باعث می شود آنها بسیار سختگیرانه عمل کنند"

 

راجر هاردی، تحلیلگر مسایل امور خاورمیانه در بی بی سی، به منظور تحقیق در خصوص وهابی گری (برداشت سختگیرانه عربستان سعودی از اسلام) دو ماه را در عربستان سعودی گذراند.

 

در بخش اول از دو گزارش او، راجر هاردی نگاهی دارد به این موضوع که آیا وهابی گری و دلارهای نفتی عربستان سعودی به گسترش افراط گرایی کمک کرده است یا خیر.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 17:35  توسط عبداللطيف محمدي  | 

 

سوال كننده: يوسف

عنوان

آيا تجليل از ميلاد النبي ( ص ) بدعت است؟

           

سوال

آيا شما ميتوانيد معياري به ما ارائه كنيد تا ما  را در تشخيص اينكه كه آيا هر عمل تازه اي در دين بدعت است يا نه، راهنمايي كند؟ مباحث زيادي پيرامون تجليل از ميلاد نبي اكرم ( ص ) وجود دارد، و بعضي از مردم ميگويند كه هر نوع شادي و سرور در اين روز بدعت است.

           

 

والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

حمد و ثنا باد خداوند متعال را و درود بر محمد صلي الله عليه و سلم

تشكر از سوال شما، از خداوند متعال التماس دعا داريم تا سعادت دارين نصيب ما كند.

 

قبل از همه، ميخواهيم به تمامي مسلمانان در سراسر جهان تاكيد كنيم تا اين فرصت، يعني سالروز ولادت محمد ( ص ) را غنيمت بشمارند و بشريت را با زندگاني آنحضرت ( ص ) آشنا سازند. ما ميتوانيم از زندگاني آنحضرت درسهاي ارزشمندي بياموزيم، و او خود الگوي كاملي است براي كسانيكه ميخواهند در باره حضرت محمد ( ص ) بياموزند. بر اين اساس، ما تاكيد ميكنيم كه تجليل از سالروز ولادت آنحضرت ( ص )، چنانچه بعضي ادعا ميكنند، بدعت نميباشد.

در رابطه با جواب به اين سوال، شيخ احمد كتي، مدرس ارشد و محقق انستيتوت اسلامي ايالت تورنتو، اونتاريو، كانادا چنين بيان ميدارد: بدعت در لغت عرب عملي را گويند كه پيشينه مذهبي نداشته باشد و كسي از خود در آورده باشد. در اصطلاح اسلامي عبادت ابداعي را گويند كه اساس مذهبي در اسلام نداشته باشد.

 

بر اين اساس، ميخواهم اين را واضح بسازم كه اظهار و ابراز عشق و علاقه به نبي اكرم ( ص ) در صورتيكه مردم را با زندگاني آنحضرت آشنا ميكنيم در حاليكه هيچ نوع عبادتي نمي كنيم، بدعت نيست. حضرت محمد ( ص ) بعضي كارها را در زمان خود  اجازه داده اند تا تجليل شود، و مسلمانان عشق و علاقه خود را نسبت به محمد ( ص ) بدون ممانعتي ابراز ميداشتنند. حتي آنها علاقه شان را با استفاده از آب باقيمانده از وضوي پيامبر نيز نشان داده اند.

 

بنابر اين، دلايل قانع كننده اي بخاطر تجليل از سالروز تولد آنحضرت داريم.

 

مجلس تجليل از ميلاد نبي اكرم ( ص ) زماني در رديف بدعت قرار ميگيرد كه ما شكل عبادتي به آن بدهيم كه در دين اسلام جايز نباشد.

 

زندگاني محمد ( ص ) و همچنين انسان هاي متدين قبل ازايشان، اسوه ايست حسنه تا رويدادها و سرگذشت آنها را تجليل كنيم. آيا آنها بازگشت محمد ( ص ) بعد از هجرت به مدينه را با خواندن سرود و خوشحالي ها جشن نگرفتند، مگر آنها واقعه هجرت را تجليل نكردند، و هجرت را مبداء تقويم اسلامي نساختند؟ اصحاب آنحضرت ( ص ) عشق و علاقه شان را با گراميداشت آثارش ابراز ميكردند.

 

ملت ها مراسم تاريخي خود شان را بمنظور اتحاد و شناخت خودشان،تجليل ميكنند. آيا در تاريخ اسلام از سال تولد پيامبر اسلام، از رسالت ايشان و از زندگاني ايشان ( ص ) واقعه مهمتري براي مسلمانان است؟ پس چطور ميتوانيم بگوييم كه ما نميتوانيم كه از اين روز تجليل بعمل بياوريم، در حاليكه از تمامي واقعات زندگي خود از جمله محافل نظامي و يا رسوم عرفي خود تجليل ميكنيم.

شيخ احمد كتي      

 

 

فتواي: اسلام آن لاين

ترجمه: عبداللطيف محمدي

  نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:43  توسط عبداللطيف محمدي  | 

ايالات متحده آمريكا

سوال شماره 295

 

1- ميخواهم بدانم كه آيا شما در عقيده اشعري هستيد يا ماتريدي، و تفاوت بين آنها چيست؟ من كه از هندوستان هستم فكر ميكنم عقيده ديوبندي دارم و نواسه مولانا محمد علي مانگري ( رح ) نيز هستم. پس لطفاً برايم بگوييد كه من پيرو كدام يك از اين عقايد هستم؟

 

2- ميخواهم علوم ديني را فرا بگيرم، اما تنها جايي كه والدينم اجازه خواهند داد دانشگاه مدينه است. اگر به مدينه بروم لابد بايد زبان عربي را فرا بگيرم، اما شنيدم كه آنجا خوب نيست، بخاطريكه آنها تفاوتهايي با ما دارند. لطفاً مرا راهنمايي كنيد ؟

 

جواب سوال شماره 295

مورخ 8 مي 2007

فتواي شماره 155=154 L

 

 

1- هيچگونه مشكلي در رفتن به دانشگاه مدينه وجود ندارد، اما اختلافاتي با مردم آنجا داريم؛ پس كسيكه از مذهب خود كاملاً آگاهي نداشته باشد و يا اينكه قادر نباشد در آنجا از مذهب خود پيروي كند، توصيه ميگردد كه بخاطر تحصيلات به آنجا نروند. از آنجائيكه تحصيل امري با اهميت است شما با ماندن در ايالات متحده علوم ديني را فرا گيريد و سپس در يكي از مدارس ديوبند شامل شده و در جلسات جماعت تبليغي شركت نماييد.

 

2- اشعريه پيروان شيخ ابوالحسن اشعري متوفي ( 260-324 ه ) هستند. از آنجائيكه شيخ ابوالحسن پيرو مسلك شافعي است بنابراين مكتب فكري او در بين شوافع مشهور است. پيروان فقه شافعي اشعري هستند كه مربوط به علم كلام است.

 

ماتريديه پيروان شيخ ابو منصور ماتريدي متوفي ( 333 ه ) هستند. چونكه شيخ ابو منصور حنفي بود، بنابراين مكتب فكري او در بين احناف مشهور است. پيروان فقه حنفي عموماً در كلام پيرو مكتب فكري ماتريدي هستند. علماء ديوبند حنفي هستند، بنابراين در كلام از ماتريدي پيروي ميكنند. اختلاف بين مكتب فكري ماتريدي و اشعري در 12 موضوع است؛ كه آنها موضوعات غير اساسي و فروعي هستند. براي جزئيات ميتوانيد صفحه 47 ج 1 كتاب رحمه الله الواسعه شرح حجه الله البالغه را ببينيد.

والله اعلم

دارالافتاء دارالعلوم ديوبند

ترجمه: عبداللطيف محمدي

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 12:10  توسط عبداللطيف محمدي  | 

سوال شماره 607

ايالات متحده امريكا

 

سوالي داشتم در رابطه با كرامت اوليا الله. اگر در كتابي درباره بعضي كرامات اوليا بخوانيم، آيا چگونه استنباط كنيم كه كدام نوع از كرامت حق است و كدام باطل؟ آيا انواعي ازكرامت هستند كه واقع نميشوند؟ محدوديت هاي كرامت چيست؟

 چند مثالي ذيلا آورده ام: گفته ميشود كه يك بار يك ولي دعوت چندين نفر را در يك شب پذيرفته بود و تمامي مردم تصديق كردند كه آن شخص در خانه همه شان حضور داشته است... در يك شب در بيشتر از يك مكان. بعضي از شيوخ تصوف ادعا ميكنند كه به آنها اين كرامت داده شده است كه قلب مريد خود و يا كس ديگري را كشف كنند. مثلاً، يك شيخ مردي را ديده بود كه به كعبه چسبيده و دعا ميكرده است، به او توجه ميكند تا كشف كند كه در قلب او چه ميگذرد، درمي يابد كه در حقيقت آن شخص در غفلت است. و همچنين گويند كه روح اولياء الله پس از مرگ ميتواند سفر كند، و قادر هستند كه بطور روحاني در مجالس شركت كنند. چيزي كه ميخواهم بدانم اينست كه آيا اين ها ممكن هستند و يا بايد رد شوند و راي اكابر ديوبند درباره اين مسائل چيست؟ والسلام

                                                                                  

جواب سوال شماره  607

مورخ 8 جولاي 2007

 

فتواي شماره  528=525 B

 

عقيده متفق الراي اهل سنت و جماعت است كه كرامت اولياء حق است(كرامات الاوليا حق) كرامت يعني اعمال غير طبيعي است. رفتارهاي غير طبيعي و خارق العاده از اشخاص پرهيزگاري كه از سنت پيروي ميكنند و به شريعت عمل ميكنند، رخ ميدهند كرامت ناميده ميشود. مثال هاي كه شما يادآور شديد اگر از شخصي كه متابعت از سنت بكند ممكن است.

 

حقيقت امر سفر ارواح اوليا و حضور آنها در مجالس نگران كنند ه است، ما نتوانستيم كدام حديث صحيح در رابطه با امري مشابه به اين پيدا كنيم .

والله اعلم

دارالافتاء دارالعلوم ديوبند

ترجمه: عبداللطيف محمدي

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:10  توسط عبداللطيف محمدي  | 

 

انگليس: سوال شماره 570                                                 

السلام عليكم ميخواهم سوال كنم كه سلف يعني چه و ديوبندي يعني چه و تفاوت اصلي بين آنها چيست؟ لطفا اين سوال مرا جواب بدهيد جزاك الله

 

جواب مورخ 8 جولاي 2007

فتواي شماره 137= 152 D

 

سلف يعني كساني كه پيش از ما و شما بودند. اما، زماني كه مردم مذهبي در اين باره صحبت ميكنند سلف يعني گذشتگان صالح، مانند ياران پيامبر (ص) و تابعين. بعضي اوقات، علماي گذشته و انسان هاي پرهيزگار و متقي نيز با اين كلمه ياد ميشدند.

 

اما، كساني هستند كه تفسير و تشريح قرآن و احاديث را از چهار امام انكار ميكنند، در عوض آنها از تفسير و تشريح خودشان از قرآن و حديث پيروي ميكنند و ادعاي عمل به حديث ميكنند. اين گروه و يا فرقه پيروي و تقليد از امام ها را مورد اعتراض قرار ميدهند بلكه توهين نيز ميكنند: بنابر اين آنها را غير مقلد ميگويند.

 

برخلاف اين، اكثريت امت محمدي (ص) از تفسير قرآن و حديث از چهار امام پيروي ميكنند. در هر عصري، شخصيت هاي عمده و برجسته مذهبي و محققين از اين امامان پيروي كردند. آنهاييكه از چهارامام پيروي ميكنند حنفي، شافعي، مالكي و حنبلي ناميده ميشوند.

 

اكثريت مسلمانان هندوستان از امام ابو حنيفه تقليد ميكنند و عقيده اهل سنت و جماعت دارند. علما ديوبند و پيروان آنها در پيروي از سنت و دوري از بدعت در بين شان برجسته و مشهور هستند" بنابر اين آنها ديوبندي ناميده ميشوند. آنها از امام ابوحنيفه پيروي ميكنند و عقيده اهل سنت و جماعت دارند و خودشان را مرتبط به شاه ولي الله دهلوي ميدانند كه شاگزدان و مريدان آنها چون حضرت مولانا رشيد احمد گنگوهي و حضرت مولانا قاسم نانوتوي هستند.

 

بمنظور دانستن عقيده و مفكوره سلفيت، كتاب سلفيت ايك جايزه نوشته شده توسط رمضان البوتي ترجمه مولانا محمد عارف، مدرس دارالعلوم، كه در مركز دعوت و تحقيق ديوبند به چاپ رسيد، مطالعه كنيد.

والله اعلم باالصواب

 

دارالافتاء، داالعلوم ديوبند

ترجمه: عبداللطيف محمدي

 

  نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 17:16  توسط عبداللطيف محمدي  | 
در گزارشي که توسط تعدادي از پژوهشگران در ژاپن منتشر شده آمده بيشتر انسانها و به ويژه مصرف کنندگان مشروبات الکلي معتقدند که مصرف اين گونه مشروبات، فرد را براي چند ساعت از خود بي خود مي کند و تمام ناراحتي هاي وي را از ياد او مي برد در حاليکه بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که اين مشروبات الکلي خاطرات بد گذشته را مجددا به ياد فرد مي اندازد و در مجموع مدت زمان ماندنتبديل کليساها به مسجد در آلمان به نقل از برنا افزايش روز افزون شمار مسلمانان در اروپا و بويژه در آلمان و اتريش، لزوم ساخت مراکز اسلامي در شهرهاي بزرگ اين کشورها را بيشتر کرده است. پيروان اسلام، اين اقليت ديروز که امروز در حال تبديل شدن به يکي از اديان اصلي اين کشورهاست، همواره به تلاش اند براي گرفتن حق قانوني خود براي داشتن مراکز ديني ادمه مي دهند. دين گريزي نسل جوان در کشورهايي مانند آلمان موجب شده کليساها روز به روز خالي تر از گذشته گردد و مقامات را به اين فکر وادارد که از ساختمان هاي متروک به نحوي استفاده بهينه نمايند. در حاليکه برخي از اين ساختمان ها به مکان هاي خريد و ديسکو و مانند آن تغيير کاربري داده اند. "کارين فن ولک" سناتور هامبورگي پيشنهاد کرد ساختمان هاي خالي کليساها در آلمان به عنوان مسجد استفاده شود تا مشكل كمبود مسجد نيز مرتفع شود. وي همچنين گفته تداوم حيات مسيحيت همراه با اسلام امکان پذير است. وي از روند جديدي که در آلمان در مورد کليساها در پيش گرفته شده از تبديل ساختمان هاي قديمي کليساها به مکانهايي مانند ديسکو انتقاد کرده و گفته است نابودي هر کليسا باعث نابودي تضعيف مسيحيت مي شود اين خاطرات بد در ذهن فرد را طولاني تر مي کند.
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:29  توسط عبداللطيف محمدي  | 

با نام و یاد آفریننده فلک خالق ملک و ملک. سرآغاز هر کاری با نام اوست و انجامش نیز هم. آفریننده ای که جمله مخلوقات بیافرید تا عبادتش کنند. پس برای عبادت درست او را بشناسیم. و برای شناخت او ابتدا باید خود را بشناسیم حدیث رسول اکرم (ص) است که میفرمایند: من عرف نفسه فقد عرف ربه.

ز اوج افلاک  اگر نداری حضور اقبال  بی نیازی

نفس بجیبت غبار دارد ببین سپاه که میگذرد

می گویند گالیله در محفلی گفته بود که من با دوربین خود نتوانستم خدا را در اوج افلاک بیابم ولی در آن محفل مرد عارفی در جواب او گفته بود اگر تو با دوربین خود باوج افلاک بروی و از آنجا خود را بر زمین ببینی آنگاه خدا را خواهی شناخت. صوفی خداوند را در بدایت سلوک خود در آفاق میجوید ولی وقتیکه بکمال نزدیک میشود بیشتر با نفس متوجه میشود و بگریبان خود میگراید.

تمام شوقیم لیک غافل که دل براه که میخرامد         جگر بداغ كه مينشيند؟نفس به آه كه ميخرامد؟

اگر نه رنگ از گل تو دارد بهار موهوم هستي ما        به  پردهْ  چاك  اين كتانها فروغ  ماه كه ميخرامد؟

زرنگ گل تا بهار سنبل شكست دارد دماغ نازي       درين گلستان ندانم  امروز  كجكلاه كه ميخرامد؟

نگه بهر جا رسد چو شبنم زشرم ميبايد آب گردد      اگر بداند كه بي محابا  بجلوه گاه  كه  ميخرامد؟

مگر زچشمش غلط نگاهي رسد بفرياد حال بيدل     وگر نه اين برق بي نيازي پي گياه كه  ميخرامد؟

علامه سلجوقي در نقد بيدل در مورد اين شعرش چنين بيان ميدارد: اين بيت مرا ساعتي بطوفان و زلزلهْ گريه و دهشت دچار نمود و مدتي از نوشتن باز داشت. اين غزل خيلي ها آسماني است و گمان نمي كنم كه شعر معراج بلندتري ازين داشته باشد.

مشاهده ميشود بعضي از معاصران، و كسانيكه از حقيقت و باطن شريعت آگاه نيستند با مكتب تصوف مخالفت ميكنند و آنرا بدعت ميدانند و گاهي نسبت به سادات و عارفان و سالكان اين راه؛ كلمات و عباراتي را بر زبان مي آورند كه دور از انصاف و ناشي از بي اطلاعي و عدم آگاهي از مسلك تصوف و اهداف عاليه سالكان حقيقي است. اگر اين افراد عارفان و سالكان واقعي را با مدعيان بي خبر، و بعضي رياكاران هم عصر خويش مقايسه نكنند، و به تحقيق بيشتر بپردازند، و با مطالعه تعدادي از كتابها و نوشته هاي بزرگان صوفيه، از برنامهْ كار و زندگي، و كيفيت سلوك اين قوم سعادتمند، آشنايي حاصل كنند، شكي نيست از روشي كه دارند، عدول خواهند كرد.

اما در مورد بدعت بودن تصوف، اگر آنها گويند كه در عصر حضرت رسول خدا (ص ) وجود نداشته است، و صحابهْ كرام، و اصحاب صفه در اين مسلك، قدم برنداشته اند، و در قرنهاي دوم و سوم هجري معمول گرديده است، بايد گفت در اولين حديث صحيح بخاري و مشكاه المصابيح، پيامبر (ص) درباره تصوف به موارد مهمي اشاره ميكنند. و نيز تشكيل كلاسهاي مدارس، دانشگاه ها، و جمع شدن طلاب دين در مساجد، و حضور در حلقهْ درس، و تحصيل علوم كلام و اصول و فلسفه مشاء، و اقسام رياضي، در صدر اسلام وجود نداشته، و از امور محدثه اند، و با اينحال، هيچكس آنها را مذموم، و مخالف با اصول يا فروع دين اسلام نميداند، بلكه دانشمندان بزرگي كه سرحلقه و عهده دار تدريس اين علوم هستند، عمل خود را عبادت به شمار مي آورند.

اگر افرادي به قصد عبادت، و تقرب به بارگاه خداي متعال، در محلي جمع شوند و به ذكر خفي يا جلي اشتغال دارند، و تحت تعليم مرشدي آگاه به تزكيه نفس و كيفيت جهاد با آن، كه يگانه هدف صوفي حقيقي است بپردازند، عمل ايشان هيچگونه مخالفتي با دين مقدس اسلام ندارد، و به پيروي از رهبر خود به آيهْ كريمه  واذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلا  عمل كرده، و خود را در زمره   الذاكرين الله كثيراً   وارد كرده اند. در مكاشفه القلوب امام محمد غزالي ( رح ) ميفرمايند: زمانيكه رسول الله (ص) همراه با صحابه رضي الله عنهما از غزوات مي آمدند، آنها ميگفتند: از جهاد اصغر به جهاد اكبر آمديم، لذا افرادي كه از اين قوم انتقاد و بدگوئي ميكنند، بهتر است در روش خود تجديد نظر كرده، اگر عمل نامشروعي را از ايشان مشاهده ميكنند، به حكمت و موعظهْ حسنه، آنان را هدايت نمايند.

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:8  توسط عبداللطيف محمدي  | 
بسم تعالي سلام و درود بي پايان خداوند بر پيامبر اعظم، رسول مكرم اسلام ( صلي الله عليه و سلم ) آنكه شخصيت يك انسان كامل و موفق ترين دعوت گران راه خداوند ( جل جلاله ) و وارث رسالت همه پيامبران الهي است و در يك كلام مي توان گفت: كامل ترين و بزرگترين شخصيت در كل بشريت از آغاز تا انتهاي آن ميباشد. بار ديگر ياوه سرايان گستاخ با كمال وقاحت و بي شرمي در دانمارك با كشيدن كاريكاتورهاي توهين آميز به ساحت مقدس پيامبر بزرگوار اسلام، شفيع مسلمين، منجي عالم بشريت و اسوهْ كامل انسانيت، در هالند با ساختن فيلم توهين آميز و حتك حرمت به قرآن كريم معجزه هميشه جاويد پيامبر اعظم ( ص ) و نيز اساء ادب برخي از مقامات اروپائي نسبت به نشر و پخش كاريكاتورهاي توهين آميز بنام آزادي بيان قلوب بيش از يك ميليارد و چهارصد ميليون مسلمان را جريحه دار ساخته و دشمنان با اين حركات شيطاني دشمني ديرينه شان را عليه اسلام و مسلمين نشان دادند. اين اعمال جنايت كارانه خشم امت اسلامي را در سراسر جهان بر انگيخت و با تقبيح و محكوم نمودن آن در اقصي نقاط عالم انزجار و نفرت شان را با برپائي تجمعات و تظاهرات به نمايش گذاشتند زيرا دفاع از ساحت مقدس پيامبر اعظم ( ص ) از مهمترين وجايب هر فرد از امت اسلام است.
  نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:23  توسط عبداللطيف محمدي  |